‏نمایش پست‌ها با برچسب تصوف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تصوف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ بهمن ۱۳, یکشنبه

دانلود کتاب های عزیزالدین نسفی


عزیزالدین نسفی از عرفای فارسی‌نویس برجسته سدهٔ هفتم هجری بود. وی در فرارود (ماوراءالنهر) می‌زیست و در سال ۶۱۷ ه ق در زمان حمله مغول آن دیار را ترک کرد. وی منسوب به شهر نخشب (نسف یا قارشی در ازبکستان امروزی) است. نسفی را می‌توان از پیروان تحقیق علمی در مسائل مربوط به عقاید و تصوف دانست. از کتاب‌های مهم او می‌توان به کشف‌الحقایق اشاره کرد. کشف الحقایق مبتنی بر فلسفه و عرفان است و نسفی در ۱۰ اصل کتاب را تألیف کرده است. نسفی را می‌توان از مهم‌ترین افرادی دانست که در فلسفه اسلامی تأثیرگذار بوده‌اند. آثار او برای آشنایی با عرفان نظری بهترین مدخل است چرا که او با آرای حکما و عرفای پیش از خود آشنایی داشته و به زبان فارسی و ساده به نگارش آثارش پرداخته است. مقبره او در شهر ابرکوه قرار دارد. برخی از آثار او عبارتند از:

مقصد الاقصی
زبده الحقایق
بیان التنزیل
مجموعه رسائل مشهور به انسان کامل
منازل السائرین
اصول و فروع
کشف الحقایق

دوستان سعی کنند ابتدا این کتاب ها را حتما از طریق انتشارات مذکور و کتابفروشی های معتبر تهیه بکنند. هر چند بخاطر محدودیت در تجدید چاپ شاید یافتن این کتاب ها کمی دشوار باشد.



۱۳۹۲ دی ۲۰, جمعه

كتاب مقالات شمس تبريزی


کتاب مقالات عبارتست از مجموع آنچه شمس تبریزی در مجالس بیان کرده و سوال و جوابهایی که میان او و مولانا یا مریدان و منکران ردّ و بدل شده است.
قابل انکار نیست که مرموز ترین فصول تاریخ زندگی مولانا جلال الدین رومی همان داستان پیوستگی و ارتباط او با شمس الدین تبریزی می باشد که بسبب نبودن اطلاع و آگاهی از چگونگی آن غالب متقدمین و متاخرین آن حکایت را بطور افسانه نوشته بودند. اینک کتاب مقالات پرده از روی بسیاری از این رموز و اسرار بر می دارد،و علت ارتباط و فریفتگی مولانا را به شمس تا حدّی واضح می سازد. و بر خلاف مشهور، او را دانائی بصیر، و شیفته ی حقیقت، و شایسته ی مرشدی معرفی می کند و این خود به تنهایی سبب اهمیت این کتاب خواهد بود. علاوه بر فوائد تاریخی نظر بآنکه شمس الدین، مبدا زندگی جدیدی برای مولانا شده است، شاید هر یک از محققین مایل باشند از مبادی افکار و تعالیم او اطلاع یابند، این نتیجه هم از کتاب مقالات بدست می آید. چه مابین آن و مثنوی ارتباطی قوی موجود است، و مولانا بسیاری از قصص و مطالب مقالات را در مثنوی مندرج ساخته است.
از حیث لطف عبارت، و دلپسندی و زیبایی الفاظ هم کتاب مقالات دارای اهمیت بسیار و یکی از گنجینه های ادبیات و لغات فارسی است.

مولانا جلال الدین در دفتر اول مثنوی می فرماید:

شمس تبریزی که نور مطلق است / آفتاب است و ز انوار حق است
چون حدیث روی شمس الدین رسید / شمس چارم آسمان سر در کشید
واجب آمد چونکه بُردم نام او / شرح کردن رمزی از انعام او
خوشتر آن باشد که سرّ دلبران / گفته آید در حدیث دیگران
من چه گویم؟ یک رگم هشیار نیست! / شرح آن یاری که او را یار نیست
تا نگردد خون دل و جان جهان / لب بدوز و دیده بر بند این زمان
فتنه و آشوب و خون ریزی مجوی / بیش از این از شمس تبریزی مگو!



کتاب در مصاف تند باد


در مصاف تند باد
نويسنده: بخشعلی قنبری
ناشر: برسات
زبان كتاب: فارسی
تعداد صفحه: 90
اندازه كتاب: رقعی - سال انتشار: 1379 - دوره چاپ: 1

کتاب در مصاف تند باد شامل تجربه های عرفانی مولانا است که توسط بخشعلی قنبری گرداوری و تدوین شده است.
عنوان فصل اول این کتاب‌ آشنایی با حیات مولانا است که به شرح مختصری از زندگی نامه ی مولانا پرداخته. 
فصل دوم آن شامل تحلیل تجربه های عرفانی است و فصل سوم هم به تجربه های عرفانی مولانا پرداخته.
قسمت آخر این کتاب هم به ماجرای مرگ مولانا اشاره می کند.
مطالعه این کتاب برای علاقه مندان مولوی توصيه مي شود. چون در عین مختصر بودن، اطلاعات کامل و قابل استنادی درباره ی زندگی و شخصیت مولانا و همین طور اندیشه ها و تجربیات عرفانی او می دهد.



۱۳۹۲ دی ۱۴, شنبه

كتاب خط سوم (درباره شمس تبريزی)


آن خطاط
سه گونه خط نوشتی؛
یکی او خواندی، لاغیر،
یکی را، هم او خواندی هم غیر،
یکی، نه او خواندی، نه غیر او،
آن خط سوم منم،


کتاب خط سوم نوشته دکتر ناصر الدین صاحب الزمانی با این عبارت از شمس تبریزی آغاز می شود. کتابی که درباره شخصیت، سخنان و اندیشه شمس تبریزی است. وی در ابتدای این کتاب نوشته است مهم ترین نوشته های فارسی درباره شمس، سه اثر است:

۱) بهاءالدین سلطان ولد (۷۱۲ ۶۲۳ هـ/ ۱۳۱۲ ۱۲۲۶م)؛ مثنوی ولد یا ولد نامه، تصحیح جلال همایی، تهران، ۱۳۱۵. سلطان ولد فرزند مولوی است که خود، شمس را دیده است و زندگانی پدر خویش و برخورد او را با شمس به مثنوی سروده است.

۲) شمس الدین احمد افلاکی؛ مناقب العارفین، تصحیح تحسین یازیجی، انتشارات انجمن تاریخ ترک، آنکارا، جلد یک، ۱۹۵۹، جلد دو، ۱۹۶۱.

این اثر، مجموعاً در ده فصل تدوین شده است. یازیجی هر فصل را نیز به بند های جداگانه شماره گذاری کرده است. شرح حال شمس در فصل چهار قرار دارد. از این رو در تمام نقل قول ها از مناقب افلاکی، برای نمونه بدین صورت اکتفا می شود. افلاکی اثر خود را در ۷۱۸ هجری/ ۱۳۱۸ میلادی آغاز کرده است و از معاصران مولانا و فرزند او، سلطان ولد، به شمار می رود.

۳) فریدون بن احمد سپهسالار؛ رساله در احوال مولانا جلال الدین، تصحیح سعید نفیسی، کتابخانه اقبال، تهران، ۱۳۲۵. سپهسالار نیز رساله خود را در سال های میان ۷۲۹ ۷۱۹ هـ/ ۱۳۲۸ ۱۳۱۹ م تالیف کرده است و از عارفانی به شمار می رود که محضر مولانا را شخصاً درک کرده اند. در نقل قول ها از سپهسالار نیز به سپهسار ۱۳۱، یعنی رساله فریدون سپهسالار، چاپ اقبال نفیسی صفحه ۱۳۱ اکتفا می شود.

بدین ترتیب، اطلاعات این سه منبع همه اطلاعات معاصران درباره شمس است و از این رو دانستن آنها برای درک احوال شمس اجتناب ناپذیر است.

از این سه منبع آنچه را که برای نمودن خصوصیات اخلاقی، شخصیت و درک زندگانی شمس سودمند بوده است، برگزیده و ترتیب آن را بازسازی کرده ایم تا خواننده خود، کم و بیش، در سیر زندگانی شمس از آغاز تا به انجام قرار گیرد.

این کتاب ۸۸۰ صفحه ای در فصل اول به کاوشی در شخصیت و آرمان شمس می پردازد، و سرفصل هایی ازجمله شخصیت شمس، شاهد سقوط زمان و عرفان درون در فصل اول جای می گیرد.

بخش دوم کتاب به سخنان شمس تبریزی اختصاص دارد که در آن سخنان او با موضوعاتی درباره انسان، درباره دیگران، درباره خود، داستان ها، آرمانگرایی ها، کلمات قصار و طنز ها آمده است. قسمت سوم کتاب فهرست ها، نشانه های اختصاری، منابع و مآخذ است.

این کتاب که در نوروز ۸۶ به چاپ بیستم رسیده است از سوی انتشارات عطائی و آشیانه کتاب وارد بازار شده است.

دوستان سعی کنند ابتدا این کتاب را حتما از طریق انتشارات مذکور و کتابفروشی های معتبر تهیه بکنند. هر چند بخاطر محدودیت در تجدید چاپ شاید یافتن این کتاب کمی دشوار باشد.


کتاب فوائح الجمال و فواتح الجلال


کتاب فوائح الجمال و فواتح الجلال یکی از بهترین کتابهایی است که در مورد عرفان اسلامی نوشته شده است. هر چند بیشتر نویسندگان و شاعران ایرانی از بیان مستقیم اسرار پرهیز کرده و بیشتر مفاهیم را به صورت معما وار و مبهم بیان كردده اند اما نجم کبری در این کتاب به طور آشکار و بسیار صریح پرده از بسیاری از اسرار عرفانی برداشته است.هر چند امروزه برخی از مفاهیم کتاب را می توان به وسیله کتب عرفانی دیگر تاویل و تفسیر کرد اما برخی از نکات کتاب هنوز احتیاج به تفسیر بیشتری دارند. برخی از عمده ترین نکاتی که نجم کبری بدانها اشاره کرده است عبارت اند از:

1- شیخ الغیب (استاد درون): (در این هنگام شخصی از نور را در مقابل خود می بینی که انوری از وی پدید می آید و رهرو تولد انوار را از تمام تن خود نیز حس می کند.این شخص نورانی که در برابر تو است در اصطلاح صوفیه «مقدم» نام دارد و او را «شیخ الغیب» و «میزان الغیب» هم گویند. ص 39)

2- نام درونی: (رهرو چون پذیرفته درگاه شود در غیب به او نام و کنیه می دهند. ص 77)

3- انوار الهی: (نخستین انواری که در مقام تجلی بر رهرو وارد می شود انوار عزت است که از بالای سر او که در چاه است بر او آشکار می شود. ص 22)

4- اصوات الهی: (پیش از استواری ذکر،صدا در دایره سر احساس می شود و صدا بالا رونده است و از آن صوت پای کوبی و طبل و بوق دریابی. هر کس این اصوات را شنید باید خداوند را به هر زبانی تسبیح و تقدیس کند. ص 31 و 32)

5- کالبد های هفتگانه انسان: (بدان که وجود چیزی یگانه نیست، بر فراز هر وجودی وجودی خاص تر و بهتر از آن وجود دارد،تا آنگاه که به وجود حق منتهی می شود.در راه، هر وجودی چاهی دارد و وجود تنها دارای هفت نوع است. ص 21)

6- استطاعت (توشه معنوی): (در سفر معنوی به سوی مطلوب کلی، رهرو از آن یاری می جوید و سفر بدون استطاعت حرام است.ص 46)

7- کتاب های غیبی‌: (از خود غایب شدم و آسمانی پیدا شد که گویی کتاب قرآن بود و در آن اشکال مربعه با نقطه ها نوشته شده بود.ص 77)

8- چاه وجود: ؟؟؟

9- دایره وجود: ؟؟؟

دوستان سعی کنند ابتدا این کتاب را حتما از طریق انتشارات مذکور و کتابفروشی های معتبر تهیه بکنند. هر چند بخاطر محدودیت در تجدید چاپ شاید یافتن این کتاب کمی دشوار باشد.